خواجه نصير الدين الطوسي
96
اخلاق ناصرى ( فارسى )
چنان كه در موسيقى هر نسبت كه نه نسبت مساوات بود بوجهى از وجوه انحلال راجع با نسبت مساوات شود ( باشد خ ب ) و الا از حد تناسب خارج افتد و در ديگر امور هرچه آن را نظامى بود بوجهى از وجوه عدالت در او موجود بود و الا مرجع آن بفساد و اختلال باشد . بيانش آنكه نسبت مساوات بعينها آنجا بود كه مماثلت كه عبارت است از وحدت در جوهر يا كميت حاصل بود و آنجا كه مماثلت مفقود بود مساوات چنان بود كه گوئى نسبت اول با دوم چون نسبت دوم با سوم يا چون نسبت سوم با چهارم است . اول - را نسبت متصله گويند و دوم - را نسبت منفصله و در انواع منتسبات بر وجوه مختلف به كار برند مانند نسبت عددى و نسبت هندسى و نسبت تأليفى و ديگر نسبت چنان كه در علوم بيان كردهاند . و قدماء را در تعظيم امر نسبت باستخراج علوم شريف بتوسط آن مبالغهء عظيم است . پس چون اعتبار عدالت كنند در اموريكه مقتضى نظام معيشت بود و اراده را در آن مدخلى باشد آن سه نوع بود . اول - آنچه تعلق بقسمت اموال و كرامات دارد دوم - آنچه تعلق بقسمت معاملات و معاوضات دارد سوم - آنچه تعلق بقسمت امورى دارد كه تعدى را در آن مدخلى بود چون تأديبات و سياسات . اما در قسم اول گويند كه چون نسبت اين شخص با اين كرامت يا با اين مال مانند نسبت كسى است كه در مثل رتبه او بود يا كرامتى و مالى